مامان آقا طاها گفت که در گروه واتساپی مدرسه مادران روز شنبه من پیام دادند که برای فردا چه چیزی برای مراسم اربعین باید به مدرسه بیاوریم، عده ای دیگر اعتراض کردند که چرا اینقدر زود می خواهید مراسم اربعین بگیرید و عده ای دیگر اعتراض کردند که چرا از قبل خبر ندادید تا ما بچه ها را برای مراسم آماده کنیم.
من نیز که نمی دانستم آنها در مورد چی صحبت می کنند، گفتم بگویید ماجرا از چه قرارست، آنها گفتند که بچه ها می گویند فردا یکسنبه مراسم اربعین داریم و باید وسایل ببریم، وقتی پیگیری کردم فهمیدم که آقا طاها الکی به بچه های مدرسه گفته که مامان من مسئول برگزاری مراسم اربعین شده و قرارست فردا مراسم بگیریم و این سبب این دردسرها شده است.
خاطره دوم:
امروز آقا طاها به منزل آمد و گفت که کاندیدا شدن یعنی چی؟ برای او توضیح دادم که یکباره ناراحت شد و گفت ای وا پس من چکار کنم، گفتم چه شده است، گفت که امروز گفتند هر کس می خواهد کاندید شود، بگوید من نیز اسمم را گفتم و ثبت نام کردم. پس من کاندید نماینده دانش آموزش شدم.
خاطره سوم:
داشتن برای آقا طاها پوستر انتخاباتی تهیه می کردم که یک دفعه گفت بابا عکسم در پوستر نباشد، علت را که پرسیدم گفت: آخه من خیلی بچه ها را اذیت کرده ام و آنها اسم من را نمی دانند، الان اگر عکسم را ببینند می روند و به مدیر شکایتم را می کنند.
دکتر سید محسن هاشمی...ما را در سایت دکتر سید محسن هاشمی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 110