آقا طاها مدت ها بود که دوست داشت خانم معلم کلاس اول خود را جهت شام دعوت کند. بالاخره در یک روز که به مدرسه رفت ایشان را در آنجا دید و ما هم دعوت کردیم. قرار شد که خانم افشاری روز جمعه برای عصرانه تشریف بیاورند که به آقا طاها برخورد که چرا برای شام نیامده است. از اینرو با اصرار زیاد ما ایشان با همسرش برای شام آمدند.
آقا طاها از صبح خانه و اتاق خود را مرتب کرد و مشتاقانه منتظر حضور آنها بود. مرتب هم می پرسید که کی می آیند. بالاخره آمدند و آقا طاها در کوچه به بغل خانم افشاری پرید. برایش در خانه وسیله پذیرایی می آورد. برایشان یک دیوان سعدی هدیه آورد و خیلی صحبت می کرد.
خدا را شکر به یکی از آرزوهایش رسید.
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:57  توسط سید طاها هاشمی
|
دکتر سید محسن هاشمی...
ما را در سایت دکتر سید محسن هاشمی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 3:27