یک ماجرای با مزه

خرید بک لینک
چند روز پیش آقا طاها در منزل پدر بزرگ خودش میره و کلید ماشین رو پیدا می کنه و هر چه کوسن و بالش مبل رو می بره و تو ماشین جا می ده و سپس چراغ ها رو روشن نگه داره و میره نهار بخوره

وقتی میاد می بینه ماشین روشن نمیشه. می ترسه و از خونه میره بیرون و دایی و مامانش یک ساعت دنبال اون می گردند تا اینکه تو خیابان پیداش می کنند.

این خاطره شبیه خاطره بچگی من است که پخش ماشین بابام رو برداشتم و بازش کردم و چون خراب شد بردم یکجا قائم کردن و خودم غیب شدم

دکتر سید محسن هاشمی...

ما را در سایت دکتر سید محسن هاشمی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 3:51

صفحه بندی