وقتی میاد می بینه ماشین روشن نمیشه. می ترسه و از خونه میره بیرون و دایی و مامانش یک ساعت دنبال اون می گردند تا اینکه تو خیابان پیداش می کنند.
این خاطره شبیه خاطره بچگی من است که پخش ماشین بابام رو برداشتم و بازش کردم و چون خراب شد بردم یکجا قائم کردن و خودم غیب شدم
دکتر سید محسن هاشمی...ما را در سایت دکتر سید محسن هاشمی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97